|
|
|
|
|
اين آيه مومنين را به داشتن اين امتياز معرفی می کند که به وسيله اعمال صالح هدايت يافته و به نوری از ناحيه پروردگارشان راه يافته اند که ثمره اش ؛ معرفت خدای سبحان و سلوک و راهيابی به بهترين پاداش و نيز رسيدن به فضل خدای تعالی است ، در روزی که پرده از روی دلها و ديده هايشان کنار می رود.
بنابراين ، اين حقيقت را به اين بيان ارائه داده که خدای تعالی دارای نوری است عمومی که با آن آسمان و زمين نورانی شده و در نتيجه به وسيله آن نور ، در عالم وجود ، حقايقی ظهور نموده که ظاهر نبود و بايد هم اين چنين باشد ؛ چون ظهور هر چيز اگر به وسيله چيز ديگری باشد ، بايد آن وسيله - خودش - به خودی خود ظاهر باشد تا ديگران را ظهور دهد و تنها چيزی که در عالم به ذات خود ظاهر و برای غير خود مُظهِر می باشد ، همان نور است. پس ، خدای تعالی نوری است که آسمانها و زمين با اشراق او بر آنها ظهور يافته اند ؛ همچنان که انوار حسی نيز اين گونه اند ، يعنی ؛ خود آنها ظاهرند و با تابيدن به اجسام ظلمانی و کدر ، آنها را روشن می کنند ، با اين تفاوت که ظهور اشياء به نور الهی ، عين وجود يافتن آنها است ؛ ولی ، ظهور اجسام مادی به وسيله انوار حسی غير از اصل وجود آنهاست. در اين ميان نورخاصی هست که تنها مومنين با آن روشن می شوند و به وسيله آن به سوی اعمال صالح راه می يابند و آن نور معرفت است که دلها و ديده هاي مومنين - در روزی که دلها و ديده ها زير و رو می شوند - به آن روشن می گردند و در نتيجه به سوی سعادت جاودانه خود هدايت می شوند و آنچه در دنيا برايشان غيب بود ، در آن روز برايشان عيان می شود. خدای تعالی اين نور را به چراغی مثل زده که در شيشه ای قرار داشته باشد و با روغن زيتونی در غايت صفا بسوزد و چون شيشه چراغ نيز صاف است ، مانند کوکب دُرّی بدرخشد و صفای اين با صفای آن , نورٌ علی نورٍ تشکيل دهد. اين مثال ، صفت نور معرفتی است که خدای تعالی مومنين را با آن گرامی داشته ، نوری که به دنبالش سعادت هميشگی است و کفار را از آن محروم کرده و ايشان را در ظلماتی قرار داده که هيچ نمی بينند. پس ، کسی که مشغول با پروردگار خويش باشد و از متاع حيات دنيا اعراض کند ، به نوری از ناحيه خدا اختصاص می يابد و خدا هرچه بخواهد می کند. مُلک از آن اوست و بازگشت به سوی اوست. ۱ بعضی از مفسرين مضمون اين آيه را مثال مومن می دانند که مشکاه نفس او و زجاجه قلب او و مصباح نور ايمان است در قلب او و علم قرآن ، درخت مبارکه اخلاص است و او مثل درخت سبزی ماند که آفتاب بدان نرسد ، نه در وقت طلوع و نه در وقت غروب ؛ زيرا که مومن در فتنه ها - که به ديگران می رسد - در امان است و او متصف به چهار صفت است ؛ شکر در وقت عطاء ، صبر در موقع بلا ، عدل در وقت حکم و صدق در وقت قول. در ميان مردم مثل زنده درميان مردگان باشد (نورٌ علی نورِ ) و در ميان پنج نور گردش می کند ؛ کلامش نور ، علمش نور ، مدخلش نور ، مخرجش نور و در روز قيامت مرجعش با نور خواهد بود. ۲ از امام صادق ( عليه السلام ) درباره اين آيه سوال شد ، حضرت فرمودند : « اين مثلی است که خدا برای ما اهل بيت زده که پيغمبر و ائمه (صلوات الله عليهم ) از ادله خدا و آيات اويند ، آياتی که مردم به وسيله آن به سوی توحيد و مصالح دين و شرايع اسلام و سنن و فرائض هدايت می شوند. » ۳ در روايت کافی به سند خود از صالح بن سهل همدانی ، از امام صادق ( عليه السلام ) آمده است که : « مشکاه : فاطمه ( سلام ا... عليها ) و مصباح : حسن( عليه السلام ) و زجاجه : حسين ( عليه السلام ) و شجره مبارکه : ابراهيم خليل ( عليه السلام ) و نه شرقی و نه غربی : يهودی و نصرانی نبودن آن حضرت و نورٌ علی نورٍ : امامی بعد از امام ديگر و يهدی اللهُ لنُورِه من يشاء : معنايش اين است که خدا هر که را بخواهد به سوی اين ائمه راهنمايي می کند. »۴ امام کاظم ( عليه السلام ) درباره تفسير اين آيه فرموده اند : « منظور از واژه « مشکاه » دخت پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) ؛ فاطمه ( سلام ا... عليها ) است و واژه « مصباح » دو نور ديده اش حسن و حسين هستند. » آنگاه ؛ از « کانَّها کوکبٌ دری » سوال شد ، حضرت فرمودند : « فاطمه در ميان زنان گيتی بسان اختری نور افشان است » و سپس از « يکاد زيتها يضیء » پرسش شد و امام ( عليه السلام ) فرمودند : « او در دانش و بينش چنان است که چيزی نمانده است که همه علوم و دانش ها از او سرچشمه بگيرد. » ۵ پيامبر ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) در مورد آفرينش نوری فاطمه ( سلام ا... عليها ) از جمله فرموده اند : « آفريدگار هستی نور فاطمه را بسان مشعلی فروزان آفريد و آن را برکنگره های عرش آويخت و آنگاه بود که آسمانها و زمين های هفتگانه به نور فاطمه نورباران گرديد و به همين جهت او « زهرا» ناميده شد. » همچنين ، اضافه فرمودند : « نور ابنتی فاطمه من نور الله : نور دخت گرانمايه ام فاطمه ، از نور خداست. » حضرت در جای ديگری فرمودند : « اما دخت ارجمندم « فاطمه » سالار زنان گيتی در همه عصرها و نسلها است. او پاره تن من ، نور ديده ، ميوه دل و روح من است که در اعماق وجودم قرار دارد. او حوريه ای است در سيمای انسان که هرگاه در محراب عبادت در برابر پروردگارش قرار می گيرد ، نور وجودش برای فرشتگان می درخشد ؛ درست همانگونه که ستارگان برای زمينيان نور افشانی می کنند. » ۶
۱. تفسير الميزان ، سوره نور ، علامه سيد محمد حسين طباطبايي ، صفحه ۱۶۷و۱۶۸ . ۲. مخزن العرفان ، سوره نور، بانو مجتهده امين ، صفحه۱۱۹. ۳. تفسير الميزان ، سوره نور ، علامه سيد محمد حسين طباطبايي ، صفحه۱۹۵. ۶. از ولادت تا شهادت فاطمه زهرا ( سلام ا... عليها ) ، سيد محمد کاظم قزوينی ، صفحه ۱۵۵. |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 8:6 توسط فرزانه سادات ادیبی تاش
|
|
||