تبليغاتX
مدرسه راهنمایی عفاف - تربیتی
به نام خداوند بخشاینده مهربان
 برای اين کار اول ، بايد در هر کاری توقف و تأمل کنيم و کار را با عقل خود بسنجيم. مثل نماز خواندن که بايد اول ، توقف کرد ؛ به سکون رسيد و سپس ، نماز را شروع کرد. مستحب است قبل از شروع نماز ؛ اذان و اقامه بگوييم ، علت استحباب اين امر ؛ ايجاد وقار و سکينه است. نيّت کردن در هر کاری ، ايجاد فضای وقار در شروع آن کار است. با نيّت ، تأمل می کنيم ؛ مثلاً ، نيّت در نماز ، يعنی ؛ تأمل در اينکه نماز قضا است يا اداء است و اصلاً چه نمازی است.

        انسان مؤمن با اختيار خود ، تأنی و سکون را انتخاب می کند. انسان صاحب وقار ، بنا به مصلحت رفتار می کند. مثلاً ، شايد روزی برسد که برای هدفی و به خاطر مصلحتی ، مجبور به رفتار شلوغ و تندی شود و يا شايد ؛ حتی ، مجبور شود مانند افراد ديوانه رفتار کند. مثلاً ، بزرگانی بودند که در دربار پادشاهان ، خود را به سبک عقلان شبيه می کردند - تا تقيه کنند - حتی شيعه بودند ؛ ولی ، به ظاهر نقش سُنّی ها را بازی می کردند.

        صاحبان ادب و شاعران فارسی مثل ، حافظ و مولوی اظهار تشيّع نمی کردند ؛ ولی ، در باطن شيعه بودند. پس ، نقش بازی کردن ، از طمأنينه آنها نمی کاهد.

        طمأنينه و وقار نفس ، يعنی ؛ کسی در طول زندگی نتواند به کار تو پی ببرد. خودت تکليف خودت را می فهمی ؛ ولی ، هيچ کس نمی داند که تو صاحب چه مقاماتی هستی ، به عبارت بهتر ؛ هيچ کس سر از کار تو در نمی آورد.

        با چنين حالی ، هيچ وقت برای ديگران معلوم نمی شود که چه کسی در چه مراحل و مقامی قرار دارد و آن فرد نيز ، از ارتباط خود با خدا و پيامبران و امامان ( عليهم السلام ) ، هيچ نکته ای را فاش نمی کند. او در جايگاه خود ، مانند يک انسان معمولی رفتار می کند و در جايگاهی ديگر ، طوری رفتار می کند که عظمت و اهميت حرف او آشکار می شود.

        پس ، انسان با وقار صد در صد تأمل دارد ؛ حتی ، حرکت دست و پايش هم با آرامش و وقار همراه است. اين فرد ، قوی النفس است و اراده اش محکم ، دلش پر اطمينان و مخالف شيطان است. او حتی صحبت کردنش هم محکم است. او نيروهای الهی را در می يابد ؛ لذا ، محکم و قوی است. انسان محکم و استوار ، به نفس مطمئنه و تعديل قوا و اخلاق حسنه - در حد ملکه - دست پيدا کرده است. او بايد به اين صفت نيکو ( وقار ) متصل باشد.

        البته ، دانستن اين نکته ضروری است که می توان وقار و اطمينان نفس را در کنار صفات ديگر داشت. مثلاً ، کسی که به صفت رذيله حسودی آلوده است ، در سن بيست سالگی صد در صد حسود است ، در چهل سالگی هشتاد درصد آلوده است ، در سن شصت سالگی پنجاه درصد آلوده است و در هشتاد سالگی حسادت او ده يا بيست درصد شده است. اين انسان در بيست سالگی ، اگر مزيّن به وقار و اطمينان نفس باشد ؛ اصلاً ، حسود نيست. او به محض روبرو شدن با عامل - ايجاد - حسادت ، تفکر و تأمل می کند و اين حرکت مثبت روی حسادت را می پوشاند. اين راه خوبی برای مقابله با رذايل اخلاقی است و اگر در اين راه استوار باشيم ، رذيله زير پوشش وقار نفس از بين می رود.

        البته ، اگر حقيقت وقار نفس را درک و دريافت نکنيم ؛ شايد ، درصد کمی از وقار نفس را دريابيم ؛ ولی ، بايد مراقب باشيم که شيطان از اين راه وارد نشود. هر چقدر اطمينان نفس در ما بيشتر باشد ، پوشش قوی تر و کامل تری روی صفات رذيله خواهيم داشت. انسانی که وقار نفس ندارد ، ضعف نفس دارد و به دنبال آن ، ضعف ايمان هم خواهد داشت. پس ، بايد ضعف نفس به قوت نفس تبديل شود و به دنبال آن پر دلی بايد بيايد و در ادامه ، اين صفت ملکه می شود. به دنبال اين بحث ، بد دلی و سوء ظن خواهد آمد که صفت ديگری از رذايل است. با مطالعه قسمت بعد دانش خود را در زمينه صفات رذيله به سمت تکامل پيش ببريد.

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 12:27  توسط فرزانه سادات ادیبی تاش  |