تبليغاتX
مدرسه راهنمایی عفاف -
به نام خداوند بخشاینده مهربان
پس ، ياد او برای نفسی که اسير حوادث است و همواره در جستجوی رکنی است که سعادت او را ضمانت کند و نفسی که در امر خود متحير است و نمی داند به کجا می رود و به کجايش می برند و برای چه آمده ،مايه انبساط و آرامش است ؛ آنگونه که نوشدارو مايه راحتی و آرامش برای مارگزيده است. پس ، همانطور که مار گزيده به نوشدارو اعتماد نموده ، خود را به آن می رساند و پس از استفاده از آن ، آناً فآناً احساس نشاط ، سلامتی و عافيت می کند ؛ نفس نيز با ياد خدا به اين احساس می رسد. ۱ 

        در کتاب الدار المنثور آمده است که علی بن ابيطالب ( عليه السلام ) از رسول ا... ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) روايت کرده است که : « وقتی اين آيه نازل شد ، حضرت فرمودند : " اينها کسانيند که خدا  و رسولش  ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) و اهل بيت رسولش ( عليهم السلام ) را به راستی ، نه به دروغ دوست بدارند و مومنين را چه شاهد و چه غايب دوست بدارند. " » آری! به ياد خداست که يکديگر را دوست می دارند. آری! رسول خدا ( صلی ا... عليه و آله و سلم ) و اهل بيت طاهرينش ( عليهم السلام ) و برگزيدگان از صحابه و مومنين ، مصاديق ذکر خدايند ؛ چرا که خدا به وسيله ايشان به ياد می آيد.۲

        پيامبر  ( صلی ا... عليه و آله  و سلم ) فرموده اند  : « محبوب ترين  قلب ها  نزد  خداوند ؛ محکم ترين آنها در دين خداست و پاک ترين آنها از گناهان و رئوف ترين آنها نسبت به برادران نوعی و دينی خود ؛ پس ، هر وقت که آيات قرآن نزد آنان تلاوت شود ، بر ايمان ايشان افزوده می گردد. »

        يکی از علائم ايمان کامل که در قلب موجود است ، زياد شدن تلاوت قرآن است ؛ زيرا که قرآن محتوی بر ذکر خدا و صفات و آثار اوست و لذا ، ايمان حقيقی نوری است که از تابش انوار صفات الهی در قلب - به قدر روزنه ای که در آن باز شده - قرار می گيرد. يعنی ؛ مومن به قدر سعه و ظرفيت خود و به اندازه روزنه ای که در قلب وی باز شده است ، از شمس عالم وجود استفاده و افاذه نور می نمايد.

        پس ، مومنی که به حقتعالی مشتاق می باشد و روی دل خود را سوی او قرار داده و قلب خود را از محبت دنيا پاک نموده ؛ با استماع آيات قرآن روزنه قلبش وسيع تر می گردد. ۳ 

       اضطراب در زندگی و نگرانی نسبت به آينده از نبودن طمأنينه سرچشمه می گيرد ؛ زيرا که قلب مطمئن چنان ثابت و استوار است که مثل کوه و بلکه محکم تر در برابر حوادث ايستادگی می کند. در زيارت امين ا... آمده است : « اللّهمَّ اجعل نَفسی مطمئنّه بِقَدرِکَ راضيه بِقَضائک : پروردگارا ! به من حالی عطا کن تا نسبت به آنچه تو برايم خواسته ای مطمئن و به قضاء تو راضی باشم. »

        دلِ آرام به سادگی نصيب کسی نمی شود و رسيدن به اين مرحله نياز به عواملی دارد ؛

        ۱- ذکر ا... : و آن ذکری است حقيقی که زبان و دل با هم متذکر به ذکر حق تعالی باشند و ذاکر هنگام ذکر متوجه مذکور باشد. امير المومنين علی ( عليه السلام ) در اين باره می فرمايند : « ذِکرُ ا... جلاءُ الصَّدورِ و طُمأنينه القلوبِ : ياد خدا سينه ها را صفا می بخشد و دلها را مطمئن می سازد. »

        ۲- اميد به عنايت پروردگار : عامل ديگری است که به دل آرامش می بخشد. « کَتَبَ رَبُّکُم عَلی نَفسَهَ الرَّحمه : پروردگار شما رحمت کردن را بر خودش مقرر داشته است. » ( سوره انعام / آيه ۵۴ )

        « و لا تيأسوا مِن روحِ ا... اَنَّه لا ييأسُ مِن روحِ ا... الا القومُ الکافرونَ : از گشايش و عنايت خداوند نوميد مشويد که فقط گروه کافران از رحمت خدا نوميد می شوند. » ( سوره يوسف / آيه ۸۷ )

        ۳- انجام اعمال صالح : عامل ديگری برای نيل به منزل اطمينان است. مولای متقيان حضرت علی ( عليه السلام ) در نهج البلاغه فرموده اند : « اَلعمَلَ ، اَلعَمَلَ ، ثُمَّ النهايَه و الاستقامَه , ثُمَّ الصَبرَ ، الصَّبر و الورعَ ، الورعَ ، اِنَّ لَکُم نهايَه ، فانتهوا اِلی نهايتکُم : عمل و باز هم عمل ؛ پس ، آن را به پايان برسانيد ، آن را به پايان برسانيد و استوار باشيد ، استوار باشيد و شکيبايی گزينيد ، شکيبايی گزينيد و بپرهيزيد ، بپرهيزيد و شما را عاقبت و خاتمه ای هست ؛ پس ، خود را به آن برسانيد. » ۴

        آری! سخن از زندگی ديگری است و سخن از برقی است که بر اثر مجاهده در دل می جهد و دنيای او را روشن می کند. سخن از منازل و مراحلی است که يک روح مشتاق به ترتيب طی می کند تا به منزل مقصود که آخرين حد سير و صعود معنوی بشر است می رسد و سخن از طمانينه و آرامشی است که نصيب قلب ناآرام و پر اضطراب و پر ظرفيت بشر - در نهايت امر - می گردد.

        امير المومنين علی ( عليه السلام ) در نهج البلاغه اين چنين می فرمايند : « پروردگارا ! تو از هر انيسی برای دوستانت انيس تری و از همه آنها برای کسانی که به تو اعتماد کنند ، برای کارگزاری آماده تری.

        آنان را در باطن دلشان مشاهده می کنی و در اعماق ضميرشان بر حال آنان آگاهی و ميزان بصيرت و معرفتشان را می دانی. رازهای آنان نزد تو آشکار است و دلهای آنها در فراق تو بيتاب است.

        اگر تنهايی سبب وحشت آنان گردد ، ياد تو مونسشان است و اگر سختی ها بر آنان فرو ريزد ، به تو پناه می برند ؛ چرا که آگاهند سر رشته همه امور در يد قدرت تو و از قضای توست.

        خدايا ! اگر نتوانم خواهش خود بگويم يا ندانم چه بخواهم ، مرا به مصلحت خويش آشنا فرما و دلم را به مسيرهای رشد هدايت نما که آن از راهبری های تو دور نيست و با کفايت های تو موافق است.

خدايا ! کار مرا به عفو خود وا نِه و به عدالت خود مَنِه ! » ۵

 

 


 

۱- تفسير الميزان / علامه طباطبايی / جلد ۱۱ / صفحه ۴۸۳ و ۴۸۶

۲- همان منبع / صفحه ۵۰۲

۳- مخزن الئالی / بانو مجتهده امين / صفحه ۲۵۳

۴- چهل منزل سلوک / سيد کاظم ارفع / صفحه ۹۵ الی ۹۸

۵- سيری در نهج البلاغه / استاد شهيد مطهری / صفحه ۱۰۱ و ۱۰۵

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 14:58  توسط فرزانه سادات ادیبی تاش  |